دينادينا، تا این لحظه: 15 سال و 7 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره
آتناآتنا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

فسقلی های من😍

پا به ماه شدم!!!!

بعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله بلاخره پا به ماه شدم !! جيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي لي هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دست دست دست دست دست دست دست دست دست دست دست دست دست دست دست                         &n...
3 مهر 1390

ماه مهر

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بلاخره وارد ماه مهر شديم ماهي كه قراره تو كوچمولوي نازم رو ببينم و تو آغوش بگيرم اي جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان چقدر انتظار اين ماه رو كشيدم شايد بچه ها از اينكه تعطيلاتشون تموم شده و بايد برن مدرسه ناراحت باشن ولي من امسال عاشقانه منتظر اين ماه بودم و الان توي آسمونهام كه بلاخره اين ماه رسيد راستي ديگه مطمئناً نيمه دومي شدي خانم طلا.....همش ميترسيدم زودتر دنيا بياي اما حالا ديگه خيالم راحته جيگر مامان قربونت برم من
2 مهر 1390

ماماني مشكل دار ميشود؟؟؟؟

سلام عزيزك مامان قربونت برم من خوشحالم كه تو حالت خوبه نانازكم ولي خب من يه خورده اي به مشكل برخوردم . دوشنبه شب و سه شنبه شب درست راس ساعت 4 صبح دلم شروع ميكرد به درد گرفتن سر دلم بود مثل اون دفعه اي... منم به خيال اينكه معده ام هست شربت معده ميخوردم ولي خوب نميشد و كم كم درد شدت ميگرفت اينقدر زياد ميشد كه داد ميزدم .... سه شنبه شب يعني پريشب كه ديگه اينقدر وحشتناك بود دردش كه مثل مار به خودم ميپيچيدم و زار ميزدم بيچاره بابايي كله صبحي نميدونست چيكار بايد بكنه خيلي ترسيده بود دست تنها هم كه كاري ازش برنميومد اتفاقا استامينوفن مون هم تموم شده بود ميخواست بره برام بخره ده دفعه تا دم در رفت و برگشت هي ميگفت چطوري تورو تنها بذارم؟؟؟...
31 شهريور 1390

عكس دخملم

سلام خوشگلك من شيطونك من مامان فدات بشه الهي.. ديروز رفتم سونو يكساعتي معطل شدم تا نوبتم شد ولي اينبار همون خانم دكتر خوش اخلاقه بود كه اولين سونو رو پيشش رفتيم منم تا تونستم از اخلاقش سوء استفاده كردمو سوال پرسيدم! ! خدارو شكر خدارو صدهزار مرتبه شكر همه چيز خوب و عالي بود سرت رو به پايين بود مايع دورت نرمال بود اندازه هات طبيعي بودن و وزنت هم 2200 گزارش شد توي ني ني سايت نوشته بود اين هفته بايد 2155 باشي و اين يعني 5 گرم بيشتري !!!! ديروز سريع روي تخت جاي سرمو درست كردم تا بتونم تصوير قشنگت رو ببينم وااااي كه اينبار حسابي ذوقيدم آخه ماماني داشتي دستتو ميخوردي و من ميتونستم از روي حركاتت سر و دستت رو تشخيص بدم اي جـــــــــــــــــــ...
28 شهريور 1390

آخرين هفته هشت ماهگي

سلام خوشگل طلاي مامان قربونت برم من شيطون بلاي من. . بعـــــــــــــــــــــــــــــــله بلاخره هفته 34 ام هم تموم شد واااااااااااااااااااااااااااااااااي صادقانه بگم باور نميكردم بتونيم اينهمه با همديگه دوام بياريم قربون تو دخملي كه مواظب دل ماماني هستي تا يه وقت نشكنه. امروز خيلي خوشحالم احساسم عاليه . ...هرچند ديشب از دست جنابعالي نتونستم بخوابم صبحم نشد بخوابم بيدار شدم شروع كردم به گريه كردن !!!!! آخه من خيلي خوابالو ام مامان اگه خوابم كم بشه قاط ميزنم !!! تا ميومدم بخوابم شروع ميكردي به لگد زدن آخه ماماني يه رحمي بكن من هرجور ميخوابم شما خوشت نمياد يا جات تنگ ميشه يا كلا حال نميكني بعد هم شروع ميكني به زدن ماماني !!!! ديروز ...
27 شهريور 1390

دل نگرونم...

سلام عزيزك من وروجك من كه همش داري مدام توي دلم وول وول ميخوري قربونت برم من. ماماني من اين روزها اصلا حالم خوب نيست با اينكه همه چيز خوب و نرماله با اينكه همه هوامو دارن و دورم رو شلوغ ميكنن تا سرم گرم باشه با اينكه تو حالت خوبه و حركاتت هم خوبه و خداروشكر مشكلي هم نيست اما امان از دست اين شيطون كه مدام اضطراب و نگراني رو به دلم تزريق ميكنه ديگه دارم واقعا ديوونه ميشم اصلا نميدونم چيكار كنم نميخوام با اين استرس ها به تو آسيب وارد كنم ولي دست خودم نيست به خدا. .... سرم داره ميتركه از بسكه فكرهاي الكي و بيخودي توشه! ! چند وقت پيش اين آهنگ رو شنيدم و الان فكر ميكنم كه درست از زبون من گفته شده!!!! اينجا مينويسم تا ايشالله وقتي دنيا اوم...
26 شهريور 1390

يه دختر دارم شاه نداره

سلام خوشمل مامان هلوي مامان خوبي نازگلكم؟ مامان و بابا خيلي منتظرتن ها؟ ولي يه وقت هول نشي ها؟ عجله نكن به موقع بيا دخمل قشنگم جيگرتو بخورم من. .   ديشب بابايي دستش رو گذاشته بود روي شكمم و داشت برات شعر يه دختر دارم شاه نداره رو ميخوند تو هم زير دستش ميرقصيدي مامانجان قربونت برم من كه اينقدر با محبتي نازنين. ...   بابايي هميشه از نوزاد چند روزه خوشش نميومد ميگفت شكلش كه معلوم نيست سرخ و چروكه!! اينقدر هم نرم و نازك و لَخته كه آدم ميترسه بغلش كنه. ...براي همين همش ميگفت ميترسم دخملي كه دنيا اومد هم همين حس رو داشته باشم . ...ولي ديشب ميگفت ديگه با ذوق شدم دلم پر ميزنه اين نازگلي رو ببينم! ! حالا من موندم يه وقت تو ...
23 شهريور 1390